لندینگ و وبسایت
سایت یا اینستاگرام؛ کسبوکار کوچک به کدام نیاز دارد؟
برای انتخاب میان سایت و اینستاگرام، نقش آشنایی و تصمیم خرید را جدا کنید؛ سه سناریوی فرضی و برگهای برای تعیین اولویت وقت و ابزار کسبوکار.
برای انتخاب سایت یا اینستاگرام، ابتدا ببینید مشتری در کدام مرحله به کمک نیاز دارد: آشنایی با کار شما، مقایسهٔ پیشنهادها یا برداشتن قدم خرید. ممکن است اینستاگرام محل آشنایی باشد و یک صفحهٔ وب، اطلاعات لازم برای تصمیم را کنار هم نگه دارد. لازم نیست از روز اول برای هر دو کار، برنامهای بزرگ بسازید؛ بهتر است نخست گره اصلی مسیر فعلی مشتری را پیدا کنید.
این تصمیم را با تعداد دنبالکننده یا ظاهر سایت شروع نکنید. از آخرین مکالمههای فروش شروع کنید: مشتری شما را کجا پیدا کرد، چه پرسید و پیش از سفارش کدام اطلاعات را کم داشت؟ پاسخها نشان میدهند وقت بعدی شما بهتر است صرف تولید محتوا شود یا آمادهکردن یک مقصد روشن.
کشف کسبوکار و تصمیم خرید دو کار متفاوتاند
یک ویدئوی کوتاه میتواند شیوهٔ کار شما را نشان بدهد. عکسهای تازه میتوانند تنوع محصول را معرفی کنند و گفتوگو در پیامها میتواند سؤال اولیه را پاسخ دهد. اینها کارهایی هستند که میتوانید برای صفحهٔ اجتماعی خود تعریف کنید؛ موفقیتشان را باید در شرایط واقعی کسبوکارتان بررسی کنید.
در مقابل، مشتری آمادهٔ تصمیم ممکن است بخواهد محدودهٔ خدمات، شرایط سفارش و راه تماس را یکجا ببیند. صفحهٔ وب میتواند چنین مرجعی باشد؛ جایی که لینک آن را در پیام، معرفی حضوری یا بیو میفرستید. ساختن صفحه بهخودیخود مخاطب نمیآورد، همانطور که دیدهشدن یک پست بهتنهایی به معنی سفارش نیست.
روی کاغذ دو جمله بنویسید: «مشتری ما را از اینجا میشناسد» و «برای تصمیم به این اطلاعات نیاز دارد». اگر پاسخ هر دو یک جاست و مسیر فعلی کار میکند، ضرورتی ندارد صرفاً برای کاملشدن فهرست ابزارها تغییرش بدهید.
سناریوی اول: سازندهای که هنوز پیشنهادش را پیدا میکند
یک سازندهٔ فرضی زیورآلات را در نظر بگیرید که چند مدل محدود تولید کرده است. هنوز معلوم نیست مخاطبان بیشتر هدیه میخواهند یا خرید روزمره. او عکس نمونههای واقعی را منتشر میکند و پرسشهای مربوط به اندازه، رنگ و بستهبندی را ثبت میکند.
در این وضعیت، ساختن بخشهای متعدد سایت پیش از روشنشدن پیشنهاد ممکن است کار نگهداری زیادی ایجاد کند. میتواند با یک معرفی منظم در شبکهٔ اجتماعی و روش مشخص دریافت درخواست شروع کند. نقطهٔ بازبینی زمانی است که پاسخهای تکراری زیاد شده یا مشتری برای دیدن مدل و قیمت مجبور میشود چند پیام بفرستد.
در آن مرحله یک مقصد محصول روشن ارزش بررسی دارد. مسئله «حرفهای بهنظررسیدن» نیست؛ مسئله این است که اطلاعات موردنیاز مشتری از میان پستها و مکالمهها قابل پیدا کردن باشد.
سناریوی دوم: ارائهدهندهٔ خدمات با سؤالهای تکراری
در مثال فرضی دوم، یک عکاس از معرفی دوستان و اینستاگرام درخواست میگیرد، اما بیشتر مکالمهها با همان پرسشها آغاز میشوند: چه نوع عکاسی انجام میدهد، خروجی شامل چیست و برای دریافت پیشنهاد چه اطلاعاتی لازم است؟
او میتواند صفحهای برای معرفی همان خدمت آماده کند و در پاسخ اولیه، لینک بخش مرتبط را بفرستد. محتوای اجتماعی همچنان نمونه و فرایند را نشان میدهد؛ صفحهٔ معرفی، محدودهٔ کار و قدم بعدی را توضیح میدهد. این تقسیم کار فقط وقتی مفید است که اطلاعات مقصد بهروز باشد و مسئول پاسخگویی مشخص بماند.
پیش از ساخت، سه مکالمهٔ اخیر را مرور کنید. اگر هر بار چند بند یکسان میفرستید، همان بندها نامزد محتوای مرجعاند. لازم نیست همهٔ گفتوگو را حذف کنید؛ هدف این است که گفتوگوی بعدی از سؤالهای اختصاصی مشتری شروع شود.
سناریوی سوم: فروشندهای با سفارشهای قابل تعریف
در مثال فرضی سوم، فروشندهٔ لوازم رومیزی چند محصول با عکس، مشخصات، قیمت و موجودی روشن دارد. مشتریان پس از دیدن محصول در اینستاگرام برای انتخاب مدل و ثبت خرید به مسیر مشخص نیاز دارند. اینجا مسئله فراتر از یک صفحهٔ معرفی است: فهرست محصول و مراحل خرید باید با کار واقعی فروشنده سازگار باشد.
پیش از انتخاب ابزار، مسیر یک سفارش را بنویسید: انتخاب مدل، انتخاب گزینه، بررسی قیمت، پرداخت و هماهنگی دریافت. سپس مشخص کنید هر مرحله امروز کجا انجام میشود و چه کسی آن را پیگیری میکند. وجود دکمهٔ خرید کافی نیست؛ تیم باید بتواند سفارش ایجادشده را انجام دهد.
اگر این سناریو به کارتان نزدیک است، راهنمای شروع فروشگاه اینترنتی کوچک کمک میکند آمادگی محصول و سفارش را جداگانه بررسی کنید.
برگهٔ انتخاب: وقت هفتهٔ بعد را کجا بگذاریم؟
این پنج ردیف را با وضعیت واقعی خود کامل کنید. پاسخ «هنوز نمیدانم» نیز اطلاعات مفیدی است و موضوع بررسی بعدی را مشخص میکند.
- مسیر آشنایی: مشتریان اخیر نام ما را در کجا دیدهاند؟ منبع را از خودشان بپرسید و حدس را جدا بنویسید.
- اطلاعات گمشده: چه پرسشی پیش از هر سفارش تکرار میشود؟ یک نمونهٔ واقعی ثبت کنید.
- اقدام مطلوب: مشتری باید پیام بدهد، درخواست همکاری بفرستد یا محصول مشخصی انتخاب کند؟
- مسئول نگهداری: چه کسی قیمت، نمونهکار و راه تماس را اصلاح میکند و چه زمانی برایش دارد؟
- نشانهٔ مفیدبودن تغییر: چه اتفاق قابل مشاهدهای میخواهیم ببینیم؛ مثلاً درخواستهای کاملتر یا مراجعه به اطلاعات درست؟
اگر مشکل اصلی ناشناختهبودن پیشنهاد است، ابتدا پیام و نمونهها را روشن کنید. اگر مشتری میآید ولی اطلاعات پراکنده است، یک مقصد مرتب بسازید. اگر اطلاعات روشن است اما درخواستها بیپاسخ میمانند، ظرفیت پاسخگویی را بررسی کنید. هیچ کانالی بهتنهایی همهٔ این مسئلهها را حل نمیکند.
یک مسیر قابل نگهداری بسازید
یک صفحهٔ اجتماعی فعال در کنار مقصدی قدیمی، مشتری را با دو روایت متفاوت روبهرو میکند. یک فایل ساده برای اطلاعات مرجع داشته باشید: خدمت یا محصول فعلی، قیمت معتبر، ساعت پاسخگویی و لینک اقدام. هر تغییر را در محلهایی که واقعاً استفاده میکنید اعمال کنید. برای چیدمان مسیر خروج از اینستاگرام نیز راهنمای لینک بیو کاربرد دارد.
اگر به یک صفحهٔ معرفی نیاز دارید، امکانات لندینگساز پیکسلادز را با برگهٔ انتخاب خود تطبیق دهید. هر حساب یک لندینگ یا رزومه دارد و میتوانید پیشنویس را پیش از خرید آماده کنید. انتشار به نسخهٔ تأییدشده و اعتبار فعال همهٔ ردههای تبلیغ یا تمدید مستقل لندینگ نیاز دارد. ابتدا ببینید همین یک صفحه، اطلاعات لازم برای تصمیم مشتری شما را پوشش میدهد؛ سپس برای انتشارش تصمیم بگیرید.
آخرین ویرایش: